خرید بک لینک
داشتم زندگی رویاییم رو برای روانشناسم شرح میدادم و اون بهم گفت که:" این کاملا برای تو قابل دستیافتنه." و این موضوع منو کمی ناراحت کرد.شاید چون بهش نگفتم که در حقیقت زندگی رویایی من اینه که تو یه گروه متال خواننده و نوازندهی چنگ الکتریک باشم. و با تیل لیندمان یه سینگل بدم بیرون و به خاطرش گرمی بهترین آهنگ راک رو بگیریم اما از اونجایی که جفتمون خیلی وارسته هستیم حتی توی مراسم شرکت هم نکنیم. و در کنار تورهای جهانی که با گروهم میرم، سالی یه بار توی ایران هم کنسرت بذاریم، و یه روز توی کنسرتهام من اون تک "معشوقِ منفورم" رو توی جمعیت میبینم و خطاب به حضار میگم:" شاید باورتون نشه، ولی کسی که براش این آهنگ رو نوشتم امروز اینجاست!" و ترانهی ugly people رو بخونم. یکی از ترانههایی که همیشه از ته دلم میخونمش.نشستم اینجا و میگم:" رویای من اینه که تو UCL دکترا بخونم و از استادای اونجا استفاده کنم تا بتونم مدتی توی شرکت نورمن فاستر کار کنم!" آره رندوم، رویای تو اینه. روزی ده بار از روش بنویس تا باورت شه!بعدا-نوشت: دیشب خواب دیدم با Day Gonzalez و Dew Gooden و Kurtis Coer تو هواپیما هستم. اما هواپیما بیشتر شبیه هتل بود، و من که کنار سه تا کمدین قرار گرفته بودم عین احمقا داشتم سعی میکردم به اندازهی اونا بامزه باشم و اونا رو بخندونم، و هر وقت میخندیدن یه نفس راحت میکشیدم، انگار که ماموریتی رو به سرانجام رسونده باشم. بیست و سوم اسفند ۱۴۰۱5:31 AMرندوم

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 15:53

ته دلم از کسایی که دارن مهاجرت میکنن بیزارم. مغزم میدونه ما فقط یک بار زندگی میکنیم و حق داریم از این یک زندگی لذت ببریم، اما دلم بهم میگه چطور آدم میتونه از زندگیش لذت ببره وقتی وطنش رو بین گلهی کفتارها رها کرده. لبخند میزنم و تبریک میگم به دوستانم که بالاخره پذیرششون رو از یه دانشگاه درجه چهار-پنج اروپایی یا کانادایی گرفتن و الان دارن چمدونشون رو پر از نیمتنه میکنن ولی تو ذهنم دلم میخواد تو صورتشون تف کنم و بهشون بگم:« شما ربع قرن تو این مکان زندگی کردین بدون این که هیچ چیزی از این مکان رو درک کرده باشین، که اگه درک میکردین تکتک نفسهاتون رو فدای اینجا میکردین. شرم بر شمایی که انقدر نفهمین.» بعد بهونه میارم که نمیتونم توی گودبای پارتیشون شرکت کنم، استوریاشون رو نگاه میکنم، و پس از این که استوریاشون پر شد از عکسهای روزمره از وطن قلابی جدیدشون، برای همیشه میوتشون میکنم. بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲12:2 AMرندوم

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 15:53

صفحه بندی